تبليغاتX
نشانی

 

نشانی

اگر تنهاترین تنها شوم بازهم خدا هست

چه زود رفتی سینمای ایران هنوز با تو کار داشت

عكس خسرو شكيبايي در خانه اش

خسرو شكيبايي" بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
در شناسنامه اسمش "خسرو" است ولي خانواده و بچه محل‌ها او را "محمود" صدا مي‌كردند. خسرو شكيبايي متولد فروردين 1323 در خيابان مولوي تهران.
پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتي او 14 ساله بود بر اثر سرطان از دنيا رفت.
او قبل از اينكه وارد عرصه تئاتر شود ، در حرفه‌هايي چون خياطي و كانال سازي وآسانسور سازي كار مي‌كند. در 19 سالگي براي اولين بار روي صحنه تئاتر مي‌رود و بعد از مدتي به عباس جوانمرد ، معرفي و به صورت كاملا حرفه‌اي بازيگر تئاتر مي‌شود.
او تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم "خط قرمز" (1361، كيميايي) آغاز كرد اما سرآغاز دوره تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم "هامون" (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم "كيميا" (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد و براي فيلم‌ "سالاد فصل"(1383،جيراني) نيز سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل را به دست آورد.
اين بازيگر همچنين براي فيلم "كاغذ بي خط" تنديس حافظ را از ششمين جشن ماهنامه دنياي تصوير دريافت كرد و در سال 1386 تنديس جشن يازدهم خانه سينما را براي فيلم "اتوبوس شب" از آن خود كرد.
"خسرو شكيبايي" اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفري‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
تله‌فيلم‌هاي "بختك" ساخته يوسف صيادي، "پيوند" ساخته سعيد عالم‌زاده و "آشيانه‌اي براي زندگي" ساخته حميد طالقاني از آخرين كارهاي شكيبايي بود.
شكيبايي بازي در نمايش‌هايي چون زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،‌كتيبه، پنجه عدالت، صيادان، سمك عيار، همه‌ پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم، مجموعه‌هاي تلويزيوني مدرس، روزي روزگاري، خانه سبز، سرزمين سبز، كاكتوس، تفنگ سرپر، گل‌هاي وحشي و در كنار هم را در كارنامه خود دارد.
او براي فيلم‌هاي "يكبار براي هميشه"، "سايه به سايه" و "كاغذ بي خط" نامزد دريافت سيمرغ بلورين بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نويسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستجو در جزيره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، يكبار براي هميشه، بلوف، كيميا، پري ، درد مشترك ، لژيون ، سايه به سايه، خواهران غريب، سرزمين خورشيد، عاشقانه ، رواني، زندگي ، دختردايي گمشده، ميكس، دختري بنام تندر، كاغذ بي‌خط ، مزاحم، اثيري، صبحانه براي دو نفر، ازدواج صورتي، سالاد فصل ، حكم، ستاره‌ها ، عروسك فرنگي، چه كسي امير را كشت؟، دلشكسته، دوشيزه باران، حيران، از جمله كارهاي سينمايي وي بوده‌اند.
خسرو شكيبايي علاوه بر هنرنمائي درنقش آفريني در سينما و تئاتر، برخي از شعرهايي سهراب سپهري دكلمه كرده و چند آلبوم موسيقي با نام هاي نامه ها و نشاني ها،‌ مهرباني، پريشاني و مسافر را روانه بازار كرده و در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر نيز بازيگر و گوينده تيزر جشنواره بوده است.
"خسرو شكيبايي" 13 مهر سال گذشته نيز به دليل حادشدن بيماري‌اش و ابتلا به ديابت در بستري شده بود اما به درخواست خودش، اين خبر تكذيب شد.
خسرو شكيبايي برنده تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد در جشن يازدهم خانه سينما، گفت: در ميان مردم مرسوم است كه آن را كه بيشتر به ديده مي آيد و گره ژانر به دست او باز مي شود، به عنوان بازيگر اول مي‌شناسند، اما بردن اين جايزه يك جور لطف خدا در مورد من بوده، درست است كه اين نقش برايم يك مقدار سخت بود به اين علت كه در جاده‌اي كه ما مي‌رفتيم در هر لحظه اش خطرات مختلفي وجود داشت، مثل چپ كردن اتوبوس و... همين طور فرصت نداشتيم تمرين كنيم كه ببينيم قلق آن چگونه است و حتي دو بار هم نزديك بود كه در يك زاويه 90 درجه ماشين چپ شود اما به هر حال لطف خدا بود؛ چون 43 نفر در آن اتوبوس بودند و من اگر سكاندار آن بودم حتماً دستي روي شانه من و حتي روي شانه كيومرث پوراحمد بوده كه اين فيلم ساخته شده است. آنجا حتي باران هم كه مي‌آمد، خوب بود و از آن استفاده مي‌شد.
شكيبايي در مورد اولين كار پوراحمد در خصوص سينماي جنگ و اعتمادش به وي اظهار كرد: "وقتي كسي كارگردان هست ديگر فرق نمي‌كند، اگر صد فيلم بسازد، صد و يك‌اش را هم اگر در ژانر ديگري باشد مي‌سازد. يك كارگردان جدا از هر چيزي كه منسوب به اوست، بايد چيزي مانند ژن در وجودش باشد كه بتواند هر نوع فيلمي را بسازد و از آنجايي "اتوبوس شب" اولين كار جنگي كيومرث است، آن را دوست دارم.
او مي‌افزايد: "از طرفي من فكر مي‌كنم دلنوشته هاي حبيب احمدزاده، پوراحمد را به سمت اين فضا كشانده و بر روي آن تأثير گذاشته است."
شكيبايي براي اولين بار توانسته در جشن خانه سينما به دور از مشغله‌هاي كاري‌اش شركت كند و دور قبل نيز تنها پيامي براي جشن فرستاده بود كه خود در اين‌باره مي‌گويد: "خجالت مي‌كشم كه نتوانستم برايشان كاري انجام دهم، چرا كه آنجا كساني حضور داشتند كه وقتي به يادشان مي‌افتيم بدنمان حتي براي لحظه‌اي و مي‌لرزد؛ يعني يك اتفاق روحي است كه به صورت فيزيكال هم احساس مي‌شود، من ديشب جعفر والي را ديدم و بسياري عزيزان ديگر مثل عزت الله انتظامي، محمدعلي كشاورز، علي نصيريان و... پرويز پرستويي هم كه يك استثناست و چه اجراي زيبايي داشت و چقدر براي مخاطبش احترام قائل بود و... شايد اگر به بعضي از ما كه جز بازيگري كاري نكرده‌ايم و آبرويي در اين زمينه داريم بگويند بياييد و كار اجرا انجام دهيم، مي‌ترسيم برويم به سمتش، اما پرويز آن را به خوبي انجام داد."

برای خسرو شکیبایی

فتحي: حسرت كاركردن با «شكيبايي» تا قيامت بر دلم ماند

خبرگزاري فارس: حسن فتحي گفت: هميشه دوست داشتم كه در كارهايم با «خسرو شكيبايي» همكاري داشته باشم، اما اين اتفاق نيافتاد و حسرت كاركردن با او تا قيامت بر دلم ماند

حسن فتحي كارگردان سريال‌هايي چون «مدار صفر درجه»، «شب دهم» و «پهلوانان نمي‌ميرند» با بيان اين مطلب در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:‌ متاسفانه من نتوانستم در آثاري كه ساخته‌ام از مرحوم «خسرو شكيبايي» استفاده كنم.
وي با ذكر اين كه او يكي از بازيگران بسيار خوب و تاثيرگذار سينما و تلويزيون ما بود، افزود: هيچكدام از افراد هم نسل من بازي او را در سينما با نقش هامون و در تلويزيون با نقش شهيد مدرس هرگز فراموش نخواهيم كرد و آرزوي هر كارگرداني در ايران بود كه در يكي از آثار خود از او استفاده كند و من هم متأسفم. هم از بابت فوت زودهنگام او و هم براي خودم كه فرصت نشد با او همكاري كنم و اين حسرتي است كه تا قيام قيامت بر دل من نشست.
وي با بيان اينكه زمان بسياري طول خواهد كشيد تا فردي مانند شكيبايي دوباره ظهور كند، ادامه داد: ‌وقتي نگاه مي‌كنم به تربيت و شكل گيري بازيگران هم نسل شكيبايي و ورود آنها را مقايسه مي‌كنم با بازيگران فعلي، مي‌بينيم كه تفاوت از زمين تا آسمان است. هرقدر نسل شكيبايي با رنج و سختي قدم‌ها و گام‌هاي پر پيچ و خم اين مسير را پيمودند و در اين مسير صبر پيشه كردند و به جايگاهي رسيدند كه واقعا برازنده آنها بود، متأسفانه نسل جواني كه اين سال‌ها و ماه‌ها و روزها وارد سينما مي‌شوند، مراحل و مدارج خود را يكشبه طي مي‌كنند و نتيجه‌اش اين است كه كيفيت بازيگري در سطح بازيگران جوان تقليل پيدا كرده است.
حسن فتحي تصريح كرد: شما هنوز وقتي از بازي‌هاي خوب صحبت مي‌كنيد، بايد از نسل انتظامي، رشيدي، مشايخي، پرستويي، شكيبايي و ... ياد كنيد و هنوز با قطعيت نمي‌توان از بازيگري بازيگران جوان گفت و اين بر مي‌گردد به اينكه بازيگران قبلي تلاش مي‌كردند، مطالعه مي‌كردند و پله پله پيش مي‌رفتند. درست برعكس نسل جديد كه همه چيز را سهل و آسان مي‌خواهد و به همين دليل خيلي در كار خود موفق نيست.
وي ادامه داد: به هر حال ما در اين زمينه‌ها هميشه بايد حسرت و دريغ بخوريم و دائم نگاهمان به گذشتگاني باشد كه يك به يك از دست ما مي‌روند، بدون اينكه آيندگاني بتوانند اين فضا را پر كنند. اين مسأله يكي از تراژدي‌هاي تاريخ اجتماعي ماست و اميدوارم به جايي نرسيم كه فقط آه بكشيم و حسرت بخوريم.

سيدضياء‌الدين دري

من فيلم سينمايي «صاعقه» را در سال 63 ساختم و اين فيلم اولين فيلمي بود كه مرحوم «خسرو شكيبايي» در آن نقش اول را ايفا مي‌كرد.
وي افزود:‌البته شكيبايي د فاصله سال‌هاي 60 تا 63 چند فيلم ديگر بازي كرده بود، اما در هيچ‌كدام از آنها در جايگاه واقعي خود قرار نگرفته بود. من وقتي او را در سال 63 ديدم، بلافاصله براي نقش اول انتخابش كردم چون به قابليت‌هاي او پي برده بودم. از آن به بعد بود كه علي رغم پخش بد فيلم «صاعقه» و قرباني شدنش، توجه جامعه هنري به «خسرو شكيبايي» جلب شد و اين فيلم براي او يك سكوي پرتاب بود.
وي در ادامه گفت: در خاطرم هست كه ما سر فيلمبرداري صحنه مرگ خسرو در فيلم صاعقه، جلوي تئاتر شهر مشغول فيلمبرداري بوديم كه يكي از عابران گفت اين كيه؟ و من به او پاسخ دادم كه خيلي دور نيست كه اين فرد يكي از بهترين‌هاي سينما خواهد شد. البته از گفتن اين جمله، هدف داشتم. هنوز بسياري از افراد او را نمي‌شناختند و چند سال بعد مرحوم شكيبايي جايگاه خود را به‌دست آورد.
دري در ادامه اظهار داشت: البته مرحوم «پرويز فني زاده» نيز يكي ديگر از بازيگران خوب ما بود كه خيلي زود از دنيا رفت و جامعه هنري ما نتوانست به خوبي از او استفاده كند، اما برعكس «خسرو شكيبايي» كسي بود كه با اراده خود تلافي كرد و كساني كه در سينما كار مي‌كردند، شرايطي را فراهم آوردند كه خسرو هيچوقت بي‌كار نباشد.
كارگردان مجموعه‌هاي تلويزيوني چون «كيف انگليسي» و «كلاه پهلوي» در ادامه گفت: البته در تمام اين سال‌ها و پشت سر همه موفقيت‌هاي مرحوم شكيبايي همسر او «پروين» نقش بسيار مهمي را ايفا كرد و اگر تلاش‌هاي بي‌دريغ او در حمايت و پرستاري از خسرو نبود، شايد او بسيار زودتر از آنچه فكر مي‌كنيد،‌ خانه نشين مي‌شد.
وي درباره زمان جايگزيني افراد ديگري به جاي مرحوم خسرو شكيبايي گفت:‌ چهره‌هايي كه در سينماي ما ظاهر مي‌شوند، به دليل سينماي محدود ما بسيار اندك هستند و ما تنوع بازيگر نداريم، به همين دليل طول مي‌كشد تا بازيگر ديگري در حد و اندازه شكيبايي ظاهر شود، در حالي كه ما مي‌بينيم كه در كشورهايي كه صاحب سينماي پيشرفته هستند، بازيگران جديد عملا جايگزين قديمي‌ها مي‌شوند.
وي ادامه داد: البته نبايد نااميد بود و من خوشبين هستم كه در نسل جوان ما بازيگراني هستند كه به تدريج ظاهر مي‌شوند كه مي‌توانند در اين زمينه بسيار موفق باشند.البته خسرو شكيبايي قابليت تكرار ندارد و ارزش كار هنري در اين است و موفقيت شكيبايي و حضور و تاثيرش با خود او معنا پيدا مي‌كند

هنرمند: خسرو شكيبايي در دوره فقر سينماي ايران درگذشت

محمد رضا هنرمند كارگردان سينما و وتلويزيون كه در سري اول سريال «كاكتوس» با مرحوم شكيبايي همكاري كرده است، با بيان اين مطلب در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزوين فارس گفت: از شنيدن خبر درگذشت «خسرو شكيبايي» بسيار متاسف شدم و افسوس مي‌خورم كه اين اتفاق چرا بايد در ماني بيافتد كه سينمايي ما در همه حوزه‌ها به ويژه حوزه بازيگري فقير است، اين اتفاق بيافتد؟
وي افزود: او از جمله اساتيد و نوابغ ما بود كه خيلي زود ما را ترك گفت و از اين پس ما فقط بايد به خاطر فقدان او تاسف بخوريم.
هنرمند در ادامه گفت: ما هرگز ديگر مثل خسرو شكيبايي نخواهيم داشت. چون هيچكس مثل ديگري نيست و تربيت شخص ديگري مانند او زمان زيادي مي‌برد و ما زمينه‌اي براي تربيت بازيگر نداريم و امثال خسرو شكيبايي هم با چنگ و دندان و زحمت جايگاه خود را تثبيت كرد‌ه‌اند.
وي گفت: اگر همه چيز به خوبي و ايده‌آل حركت كرده و پيش برود،‌ فقط احتمال دارد در دهه‌هاي بعدي كسي به قدرت و توانايي شكيبايي ظهور كند.


 

نيكي كريمي

خيلي متأسف‌ام كه يك انسان خوب و يك بازيگر فوق‌العاده كه جزو استثنايي‌ترين بازيگران بود، از ميان ما رفت.

اين بازيگر سينماي ايران در پي درگذشت خسرو شكيبايي به خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: به نظرم، خسرو شكيبايي يك پديده‌ي عجيب و غريب بود و هر نقش سينمايي را كه بازي مي‌كرد، طعم و بوي خود را در آن نقش به جا مي‌گذاشت. او آدم آگاه و جذابي بود و هر نقشي كه بازي مي‌كرد، جذابيت او بود كه مي‌ديديم.

كريمي كه در فيلم «سارا» و «پري» داريوش مهرجويي با شكيبايي هم‌بازي بود، در پايان متذكر شد: به نظرم، هيچ‌وقت نشد كه استعداد شكيبايي در سينماي ايران كشف شود و از 50درصد از استعداد او استفاده شد.

از سوي ديگر، داريوش مهرجويي كه در حال حاضر در ارمنستان به‌سر مي‌برد، با ارسال پيامكي نوشت: درد بزرگي بر ما نازل شد. تسليت بر همه‌

 مسعود رسام

كارگردان مجموعه‌هاي تلويزيوني «خانه سبز» و «سرزمين سبز» با بيان اين مطلب در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:‌ در اين شرايط فقط مي‌توانم بگويم كه مرحوم «شكيبايي» خيلي انسان خوبي بود،‌ آدمي كه عاشق خانواده‌اش بود و زماني كه خانه سبز را با هم كار مي‌كرديم، ميليون‌ها نفر به او ابراز علاقه مي‌كردند.
وي افزود: اين فرد عاشق خانواده‌اش بود و هميشه به همسر و فرزندانش فكر مي‌كرد. خاطرم هست آن زمان كه خانواده سبز را مي‌ساختيم،‌ همسر مرحوم شكيبايي به لوكيشن مي‌آمد و ساعت‌ها منتظر او مي‌ماند تا تنها به خانه بر نگردد.
وي در ادامه گفت: خسرو يك انسان كامل بود كه با توجه به مقام كاري اش هميشه با گذشت و فروتني با ديگران رفتار مي‌كرد و با همه همدل و مهربان بود. او براي همه پدر، برادر، عمو، دوست و ... بود و همه دوستش داشتند كه البته دليل آن امواج مهرباني كه از او ساطع مي‌شد.
رسام تصريح كرد: افرادي مانند خسرو شكيبايي جزو استثنائات هستند و من بزرگ‌ترين حرفي كه از او ياد گرفتم، اين بود كه هيچ وقت بازي نمي‌كرد و شرايط قصه را باور مي‌كرد. همه چيز از درونش مي‌جوشيد و بيرون مي‌آمد. خصوصيات منحصر به فرد خود را داشت و بازيگري بود كه خيلي براي كار احترام قائل بود و زحمت مي‌كشيد.
وي ادامه داد: اگر در صحنه مشكلي در بخش ديگري اتفاق ميافتاد، او در رفع آن مي‌كوشيد زيرا فكر مي‌كرد آنچه مخاطب خواهد ديد، نتيجه كار گروهي است و اگر در گوشه‌اي مشكلي پيش بيايدبر كل كار اثر نامطلب خواهد گذاشت.
رسام گفت: خسرو شكيبايي عاشق محبت‌هاي مردم بود و در اين جريان سيال زندگي مي‌كرد.

 حضور اهالي سينما در خانه‌ي خسرو شكيبايي

حضور هنرمندان در خانه شكيبايي براي عرض تسليت

حضور باران كوثري در خانه خسرو شكيبايي براي عرض تسليت

حضور مريلا زارعي در خانه خسرو شكيبايي براي عرض تسليت

عكس خسرو شكيبايي در خانه اش

سلام آخر

مرحوم خسروشكيبايي هنرمند تئاتر و سينما



سلام ای خدای آرزوهای رنگی

سلامم را از کنار ستاره های دوردست بپذیر

 شب عاشقی با خدا نزدیکه شبی که خدا در خانه اش رو باز گذاشته برای اجابت دونه

 دونه آرزوهای توشب لیله الرغائب رو ازدست نده . خدا منتظرته، فقط کافیه از ته دل

صداش کنی و از ش بخوای مطمئن باش که اجابت می کنه

 

 

آرزوهای بزرگ کودکان

 

من 5 تا آرزو دارم

آرزوی شماره 1 من قدم بلندشه

آرزوی شماره 2 وزنم کم شه

آرزوی شماره 3 جامو از این جا عوض کنم

آرزوی شماره 4 پیش لیلا بشینم

5 کفش پاشنه بلند داشته باشم

یاسمن کلاس دوم

 

بهترین آرزوی من اینه که وقتی خواهرم به دنیا اومد اسمش را سفید برفی بذاریم تا جادوگر

 بدجنس به او سیب سمی بدهد.

سارا کلاس دوم

 

من فقط آرزو می کنم که یک بار تنهایی برم حمام

سحر کلاس اول

 

من دوست دارم وقتی بزرگ شدم ریشام وسیبیلام طلایی بشه

یاسر کلاس اول

 

من فقط می خوام که چشم عروسکم که گم شده پیدا بشود همونی که اسمش پشمالوی قهوهای است

شیرین 9 ساله

 

 

دوست عزیزم حالا نوبت توست که آرزوهای رنگی ات را بنویسی

 

سلام آخر

سلام ای خدای آرزوهای رنگی، سلام ای خدای آرزوهای دست نیافتنی،

سلام ای خدای آرزوهای نمناک، سلام ای روزهای گرم و آفتابی،

سلام ای خدای روشن وپاک، سلام ای خدای روزهای گل،

سلام ای خدای لحظه های عاشقانه، سلام ای لحظه های پرطنین،

سلام ای خدای لحظه های آغاز، سلام ای خدای دلهای خسته،

سلام ای خدای بارانی، سلام ای خدای قلب های بی پناه،

سلام ای خدای دست های همیشه تنها، سلام ای خدای دست های بی کس،

سلام ای خدای دست های های به آسمان بلند شده

منم،  منم بنده تو در خیابانی در شهر دلتنگی با پلاکی از تنهایی از برنامه

سلام ای خدای بزرگ منم بنده درمانده ات منم از همه کوچک ترت .

سلام ای خدای آروزهای رنگی به ابرهای آسمانت بگو ببارند کسی خسته است کسی بی پناه است

ای خدای پاک فریاد خاموش در گلویم را بشمار بی کس وخسته ام

ای خدا منم بنده تو از عرش کبریایت نگاهم کن . تنهایم نگذار،

شکستن دلم را ببین وتنهایم نگذار، از صمیم دل به تو سلام می گویم.

 



یا فاطمه بنت نبی

از آب نه از مهر آب می گویم از فاطمه که همیشه فاطمه است نام عزیز مادرم نام خواهرم پاک و روشن وزلال است  به خاطر نام عزیز فاطمه به پا می ایستم و تمام عمر دست به سینه با سینه ای که از گریه لبریز است میگویم خاک پای تو هستم تا ابد تا همیشه

یا فاطمه بنت نبی

 

 

مادران عزیز روزتان مبارک

 

******************

اشکهای یک مادر

کودک از مادرش پرسید: چرا گریه می کنی؟

مادر پاسخ داد: چون مادرم

کودک گفت: نمی فهم

مادر او را در آغوش کشید و گفت: هرگز نخواهی فهمید...

کودک از پدرش پرسید که چرا مادر بی هیچ دلیلی گریه می کند وتنها جوابی که پدر داشت این بود که همه مادرها همین طور هستند.

کودک تصیم گرفت این موضوع را از خدا بپرسد: خدایا! چرا مادرها به این راحتی گریه می کنند؟

خداوند پاسخ داد:پسرم! من باید مادران را موجوداتی خاص خلق می کردم. من شانه های آنها را طوری خلق کردم که توان تحمل بار سنگین زندگی را داشته باشند ودر عین حال آرام ومهربان باشند. من به آنها نیرویی دادم که توان ادامه دادن راه را، حتی هنگامی که نزدیکانشان رهایشان کرده اند، داشته باشند:توان مراقبت از خانواده در هنگام بیماری، بی هیچ شکایتی. من به آنها عشق ورزیدن به فرزندانشان را آموختم، حتی هنگامی که این فرزندان با آنها بسیار بد رفتار کرده اند.

والبته اشک را نیز به آنها دادم، برای زمانی که به آن نیاز دارند.